خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۳۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
محل گرمی جولان بزیر سرو بلندشقیامتست قیامت نشست و خیز سمندش
۲
تصرف از طرف اوست زان که وقت توجهدراز دستتر از آرزوی ماست کمندش
۳
میانهٔ هوس و حسن بستهاند به موئیهزار سلسله برهم ز جعد سلسله بندش
۴
نهاد یاری مهر و وفا به یکطرف آخردل ستیزه کز جنگجوی جور پسندش
صفحهٔ ۱ از ۲