شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۳۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مهی که زینت حسنست گرمی خویشطپانچه بر رخ خورشید می‌زند رویش
۲
چرنده را ز چرا باز می‌تواند داشتنگاه دلکش ناوک گشای آهویش
۳
هزار خنجر زهر آب داده نرگس اوکشیده بهر دلیری که بنگرد سویش
۴
چنان ربود دل مرا که هیچ دیده ندیدهمین که یافت محل غمزهٔ محل جویش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth