شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۳۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پری وشی دل دیوانه می‌کشد سویشکه نیست حد بشر سیر دیدن رویش
۲
به نوگلی نگرانم که می‌دمد چو گیاهکرشمه از در و دیوار گلشن کویش
۳
هنوز تیغ نیالوده تیز دستی بینکه موج خون ز زمین می‌رسد به بازویش
۴
قیامتست قیامت که صور فتنه دمیدجهان ز فتنهٔ نو خیز قد دلجویش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth