شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۳۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در فراقش چون ندادم جان خود را ای فلکنام ننگ‌آمیز من از لوح هستی ساز حک
۲
یار عشق دیگران را گر ز من کردی قیاسساختی با خاک یک سان عاشقان را یک به یک
۳
هرکه شد پروانه شمعی و سر تا پا نسوختبایدش در آتش افکندن اگر باشد ملک
۴
دی که خلقی را به تیر غمزه کردی سینه چاکگر نمی‌کشتی مرا از غصه میگشتم هلاک
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth