شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در بزم چون به کین تو غالب گمان شدمجان در میان نهادم و خود برکران شدم
۲
پاس درون قرار به نامحرمان چو یافتمن محفل تو را ز برون پاسبان شدم
۳
دیدم که دیدن رخت از دور بهتر استصحبت گذاشتم ز تماشائیان شدم
۴
این شد ز خوان وصل نصیبم که بی‌نصیباز التفات ظاهر و لطف نهان شدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth