خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر میبینمت با غیر غیرت میکشد زارموگر چشم از تو میبندم به مردن میرسد کارم
۲
تو خود آن نیستی کز بهر همچون من سیه بختینمائی ترک اغیار وز یک رنگی شوی یارم
۳
مرا هم نیست آن بیغیرتی شاید تو هم دانیکه چون بینم تو را با دیگران نادیده انگارم
۴
نه آسان دیدن رویت نه ممکن دوری از کویتندانم چون کنم در وادی حیرت گرفتارم
صفحهٔ ۱ از ۳