خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای هزارت چشم در هر گوشه سرگردان چشمآهوی چشم سیه مستان تو را قربان چشم
۲
دردمند از درد چشمت چشم بیماران ولیدرد برچیدن ز چشمت جمله را درمان چشم
۳
خورد تا چشم تو چشم ای نرگس باران اشگشوخ چشمان را براند نرگس از بستان چشم
۴
تا دهد چشمم برای صحت چشمت زکوةنور چشم من پر از در کردهام دامان چشم
صفحهٔ ۱ از ۲