شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کو اجل تا من نقاب تن ز جان خود کشمبی‌حجاب این تحفه پیش دلستان خود کشم
۲
بار دیگر خاک‌پایش گر به دست افتد مراتوتیا سازم به چشم خون‌فشان خود کشم
۳
می‌دهم خط غلامی نو خطان شهر راتا به تقریب این سخن از دلستان خود کشم
۴
راز خود گفتم چو بلبل خوار کرد آن گل مراآه تا کی خواری از دست زبان خود کشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth