شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رسید نغمه‌ای از باده‌نوشی تو به گوشمکه چون خُم می و چون نایِ نی به جوش‌وخروشم
۲
کجاست نرمی و کیفیتی و نشئهٔ عشقیکه می‌نخورده از آنجا برون بَرَند به دوشم
۳
ز خام‌کاری تدبیر خود فتاده به خندهخرد چو دید که آوَرْد آتش تو به جوشم
۴
قیاس حیرتم ای قبلهٔ مراد از این کُنکه با هزار زبان در مقابل تو خموشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth