خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه ناچار از درت ای سرو رعنا میروماز گرفتاری دلم اینجاست هرجا میروم
۲
رفتنم را بس که میترسم کسی مانع شودمیروم امروز و میگویم که فردا میروم
۳
رفته خضر ره ز پیش اما من گم کرده پیهست تا سر میکشم یا هست تا پا میروم
۴
عقل و دین و دل که مخصوصند بهر الفتتمیگذارم با تو وحشی انس تنها میروم
صفحهٔ ۱ از ۲