خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن شوخ جانان آشنا سوزد دل بیگانه همصبر از من دیوانه برد آرام صد فرزانه هم
۲
لعلش بشارت میدهد کان غمزه دارد قصد جانپنهان اشارت میکند آن نرگس مستانه هم
۳
از بس که در مشق جنون رسوا شدم پیرانه سرخندند بر من نوخطان طفلان مکتب خانه هم
۴
ای ناصح از فرمان من سرمیکشد تیغ زبانامروز پند من مده کاشفتهام دیوانه هم
صفحهٔ ۱ از ۳