خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما به عهدت خانهٔ دل از طرب پرداختیمدر به روی خوش دلی بستیم و با غم ساختیم
۲
سایهپرور ساخت صد مجنون صحراگرد رارایتی کاندر بیابان جنون افراختیم
۳
خشک بر جا ماند رخش فارس گردون چو ماتوسن جرات به میدان محبت تاختیم
۴
عشق او ما را گرفت از چنگ دیگر دلبرانتن برون بردیم ازین میدان ولی جان باختیم
صفحهٔ ۱ از ۲