خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پا چون کشم ز کوی تو کانجا زمان زمانمیآورد کشاکش عشقم کشان کشان
۲
جان زار و تن نزار شد از بس که میرسدجور فلک برین ستم دلبران بر آن
۳
چون نیستیم در خور وصل ای اجل بیاما را ز چنگ فرقت آن دلستان ستان
۴
دل داشت این گمان که رهائی بود ز توخط لبت چو گشت عیان شد کم آن گمان
صفحهٔ ۱ از ۲