شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس که به من زر فشاند دست زرافشان خاندست امید مرا دوخت به دامان خان
۲
رایت فتح قریب میشود اینک بلندکایت فتح قریب آمده در شان خان
۳
آن که قضا را به حکم کرده نگهدار دهرخود ز تقاضای لطف گشته نگهبان خان
۴
می‌کند ایزد ندا کای فلک فتنه‌زاجان تو در دست ماست جان تو و جان خان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth