خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آن پیش رقیبان مهر ورزد یار من با منکه خواهد بیش گردد کینهٔ اغیار من با من
۲
به این بخت زبون و طالع پستی که من دارمعجب گر سر در آرد سرو گل رخسار من با من
۳
نمیدانم چه میگوید ز بدگویان که میگویدبه این تلخی سخن شوخ شکر گفتار من با من
۴
مرا کز رنجش اغیار دایم دل گران گشتیچسان بینم که باشد سر گران دلدار من با من
صفحهٔ ۱ از ۲