شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساخت شب مرا سیه دود دل فکار منروزم اگر چنین بود وای به روزگار من
۲
چون دهد از غم توام آه به باد نیستیآینهٔ سپهر را تیره کند غبار من
۳
ابر بلابرون خیمه ز موج خیز غمچون ز درون علم کشد آه شراره بار من
۴
تا تو قرار داده‌ای قتل مرا به تیغ خودصبر فرار کرده است از دل بی‌قرار من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth