خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بت پرستی را شعار خود کنم تا یار مناز خدای خود نترسد چون کند آزار من
۲
سر ز تقوی پا ز مسجد دست از طاعت کشمتا شود آن نامسلمان راضی از اطوار من
۳
کوشم اندر معصیت چندان که گردم کشتنیتا بود در کشتن من بیگنه دلدار من
۴
دوستان را حضم خود سازم که بعد از کشتنمخون من قطعا نخواهند از بت خونخوار من
صفحهٔ ۱ از ۲