خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر شود از دیده نهان ماه مندود برآرد ز جهان آه من
۲
از نگه من به تمنای خویشآه گر افتد به گمان ماه من
۳
آن که به پندست مرا سود خواهاز همه بیش است زیان خواه من
۴
از تو به جان آمدم اندیشه کنجان من از نالهٔ جانکاه من
صفحهٔ ۱ از ۲