خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو میخواهد که نامم نشنود بیگانه رای منازو بیگانه بادا هرکه باشد آشنای من
۲
ز رغم من به نوعی مدعی را کام میبخشیکه میخواهد باخلاص از خدای من بقای من
۳
بکش گر درخور بخشش نیم تا کی روا داریبه بدخواه از پی درخواه جز می التجای من
۴
چو فرمائی که خاصانت به بزم آرند یاران رابه حاجب هم به جنبان گوشهٔ چشمی برای من
صفحهٔ ۱ از ۲