شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرگرمئی کو تا نهم از کنج عزلت پا بروننوبت زنان از عشق تو آیم به صد غوغا برون
۲
چون مرد میدان را زنند از بهر جانبازی صلاسر بر کف و کف بر دهان آیم من شیدا برون
۳
دهشت شود نو سلسله چون از صف دیوانگانآشفته خو زنجیر خا ایم من رسوا برون
۴
در لشگر عقل و خرد یک مرده صد صف بر درمتا آید از بهر جدل مرد از صف هیجا برون
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth