شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دو دل ربا که بلای دلند و آفت دیندلم به غمزه آن رفت و دین به عشوهٔ این
۲
یکی ز غایت عرفان گلیست پرده‌گشایکی ز عین حیا غنچه است پرده‌نشین
۳
یکی به کام حریفان نموده خنده ز لبیکی به عارض تابنده همچو در ثمین
۴
یکی به عارض تابنده رشک ماه فلکیکی به قامت رعنا بلای روی زمین
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth