خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن کوست قبلهٔ همه کس قبلهجو در اوو آن روست قبلهای که کند کعبهٔ رو در او
۲
آیینه ساز چشم من این شیشه ساختهنوعی که جز تو کس ننماید نکو در او
۳
ز آب و هوای لطف تو گلزار کام ماستباغ شکفته صد گل بیرنگ و بو در او
۴
داری دلی که هست محل ملایمتبد خوئی هزار بت تندخو در او
صفحهٔ ۱ از ۲