شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۵۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تائبم از می به دور نرگس غماز اوتا نگویم در سر مستی به مردم راز او
۲
می‌شوم غمگین اگر سوی خود آوازم کندزان که می‌ترسم رقیبی بشنود آواز او
۳
با وجود آن که یک نازش به صد جان می‌خرمکرده استغنای عشقم بی‌نیاز از ناز او
۴
تیر او مرغیست دست آموز و مرغ روح ماچون دل طفلان به پرواز است از پرواز او
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth