خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش چون دیدم نهان در روی آتشناک اویافت کز جان عاشقم من سگ ادراک او
۲
امشب اندر سیر با او جمله مخصوصند لیکجلوهٔ مخصوص منست از قامت چالاک او
۳
صد سر اندر راخ جولانش به خاک افتاده لیکچشم دارد بر سر من حلقهٔ فتراک او
۴
ترسم از شوخی هم امروزم کند رسوا که هیچباکی از مرد ندارد غمزهٔ بیباک او
صفحهٔ ۱ از ۳