شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۵۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن منتظر گدازی چشم سیاه اوجانیست در تن نگه گاه‌گاه او
۲
خوش کامرانیست در اثنای قهر و خشمدیدن به دست میل عنان نگاه او
۳
در عین بسملم در انکار اگر زندمن با سر بریده شوم خود گواه او
۴
هست از سر بریده او یک رهم امیدجنبیدن لبی که شود عذرخواه او
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth