خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز امشب ز اقتضای شوخ طبعیهای اوبر سر غوغاست با من چشم بر غوغای او
۲
در حجابست از لب و گوش آن چه میگوید به منبا دو چشم والهٔ من نرگس شهلای او
۳
انتظار از آن سوارم میکشد کز بار نازبس گران میجنبد از جارخش استغنای او
۴
در صبوحی میتواند کرد پیش از آفتابروز را از شب جدا روی جهان آرای او
صفحهٔ ۱ از ۳