شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۵۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زآب دو دیده گل کنم خاک در سرای اوتا نشود ز آه من محو نشان پای او
۲
روی به خاکپای او شب به خیال میهنمدست رسی دگر مرا نیست به خاکپای او
۳
گشت به تلخاکیم لیک خوشم که در جهانکس نکشید همچو من آرزوی جفای او
۴
آن که ز پای تا به سر گشته بلای جان مندور مباد یه نفس از سر من بلای او
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth