شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۵۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یارب آن مه را که خواهم زد قضا در کوی اوآن قدر ذوق تماشا ده که بینم روی او
۲
در قیامت کز زمین خیزند سربازان عشقصد قیامت بیش خیزد از زمین کوی او
۳
فتنه‌ها برپا کند کز پا نشنید روز حشردر میان خلق محشر چشم عاشق جوی او
۴
چین ابرویش ز درگه بیشتر نگذاردمشاه حسنش را همانا حاجبست ابروی او
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth