خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبم ز روز گرفتارتر به مشغلهٔ توکه تا سحر به خیال تو میکنم گله تو
۲
به دفع کردن غیر از درت غریب مهمیمیان سعی من افتاده و مساهلهٔ تو
۳
نظر در آینه داری و اضطراب نداریتو محو خویشی و من محو تاب و حوصلهٔ تو
۴
هنوز عهد تو آورده بود دهر به جنبشکه در زمین و زمان بود شور ولولهٔ تو
صفحهٔ ۱ از ۲