خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای مرا دلبر و دل آرا تودل من کس ندارد الا تو
۲
روز و شب از خدا همی طلبمکه به روز آورم شبی با تو
۳
هدف تیر بیمحابا منمرهم زخم بیمدارا تو
۴
مردم مردمند جمله بتانچشم من نور چشم آنها تو
صفحهٔ ۱ از ۳