خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مدعی در مجلسم جا میدهد پهلوی توتا شود آگاه اگر ناگاه بینم روی تو
۲
از خطایی گه گهم بنواز در پهلوی خویشتا به تقریب سخن چشم افکنم بر روی تو
۳
نیست رویت در مقابل لیک میگوید به منصد سخن هر جنبشی از گوشهٔ ابروی تو
۴
غیر نگذارد که گردم با سگانت آشناتا شوم رسوا اگر گردم به گرد کوی تو
صفحهٔ ۱ از ۲