شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۵۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جلوهٔ آن حور پیکر خونم از دل ریختهبندهٔ آن صانعم کان پیکر از گل ریخته
۲
مهر لیلی بین که اشگش بر سر راه وداعهمچو باران بر سر مجنون ز محمل ریخته
۳
ترک خونریزی مسافر گشته کز دنبال اوخون دل‌ها بر زمین منزل به منزل ریخته
۴
خون رنگینم که ریزان گشته از چشم پرآبگوئی از جوی گلوی مرغ بسمل ریخته
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth