شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو راای مسیح از پی پرسیدن رنجور بیا
۲
دست خود بر سر رنجور بنه که چونیاز گناهش بمیندیش و به کین دست مخا
۳
آنک خورشید بلا بر سر او تیغ زده‌ستگستران بر سر او سایه احسان و رضا
۴
این مقصر به دو صد رنج سزاوار شده‌ستلیک ز‌آن لطف به جز عفو و کرم نیست سزا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth