شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالاهر ذره خاک ما را آورد در علالا
۲
سینه شکاف گشته دل عشق باف گشتهچون شیشه صاف گشته از جام حق تعالی
۳
اشکوفه‌ها شکفته وز چشم بد نهفتهغیرت مرا بگفته می خور دهان میالا
۴
ای جان چو رو نمودی جان و دلم ربودیچون مشتری تو بودی قیمت گرفت کالا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth