شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای میرآب بگشا آن چشمه روان راتا چشم‌ها گشاید ز اشکوفه بوستان را
۲
آب حیات لطفت در ظلمت دو چشم استزان مردمک چو دریا کردست دیدگان را
۳
هرگز کسی نرقصد تا لطف تو نبیندکاندر شکم ز لطفت رقص است کودکان را
۴
اندر شکم چه باشد و اندر عدم چه باشدکاندر لحد ز نورت رقص است استخوان را
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth