خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد بهارِ جانها ای شاخِ تَر به رقص آچون یوسف اندر آمد، مصر و شکر به رقص آ
۲
ای شاهِ عشقپرور، مانندِ شیرِ مادرای شیر، جوش! در رو، جانِ پدر، به رقص آ
۳
چوگانِ زلف دیدی، چون گوی دررسیدیاز پا و سر بُریدی، بیپا و سر به رقص آ
۴
تیغی به دست، خونی، آمد مرا که چونی؟گفتم بیا که خیر است، گفتا نه شر، به رقص آ
صفحهٔ ۱ از ۴