شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برفت یار من و یادگار ماند مرارخ معصفر و چشم پرآب و وااسفا
۲
دو دیده باشد پرنم چو در ویست مقیمفرات و کوثر آب حیات جان افزا
۳
چرا رخم نکند زرگری چو متصلستبه گنج بی‌حد و کان جمال و حسن و بها
۴
چراست وااسفاگوی زانک یعقوبستز یوسف کش مه روی خویش گشته جدا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth