شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز سوز شوق دل من همی‌زند عللاکه بوک دررسدش از جناب وصل صلا
۲
دلست همچو حسین و فراق همچو یزیدشهید گشته دو صد ره به دشت کرب و بلا
۳
شهید گشته به ظاهر حیات گشته به غیباسیر در نظر خصم و خسروی به خلا
۴
میان جنت و فردوس وصل دوست مقیمرهیده از تک زندان جوع و رخص و غلا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth