خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو عشق را تو ندانی بپرس از شبهابپرس از رخ زرد و ز خشکی لبها
۲
چنان که آب حکایت کند ز اختر و ماهز عقل و روح حکایت کنند قالبها
۳
هزار گونه ادب جان ز عشق آموزدکه آن ادب نتوان یافتن ز مکتبها
۴
میان صد کس عاشق چنان بدید بودکه بر فلک مه تابان میان کوکبها
صفحهٔ ۱ از ۶