خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشبکه براق بر در آمد فاذا فرغت فانصب
۲
چو طریق بسته بودست و طمع گسسته بودستتو برآ بر آسمانها بگشا طریق و مذهب
۳
نفسی فلک نیاید دو هزار در گشایدچو امیر خاص اقرا به دعا گشاید آن لب
۴
سوی بحر رو چو ماهی که بیافت در شاهیچو بگوید او چه خواهی تو بگو الیک ارغب
صفحهٔ ۱ از ۳