شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زشت کسی کو نشد مسخره یار خوبدست نگر پا نگر دست بزن پا بکوب
۲
مسخره باد گشت هر چه درختست و کشتو آنچ کشد سر ز باد خار بود خشک و چوب
۳
هر چه ز اجزای تو رو ننهد سر کشدپای بزن بر سرش هین سر و پایش بکوب
۴
چونک بخواهی رهید از دم هر گول گیرخاک کسی شو کز او چاره ندارد قلوب
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth