شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بده یک جام ای پیر خراباتمگو فردا که فی التأخیر آفات
۲
به جای باده درده خون فرعونکه آمد موسی جانم به میقات
۳
شراب ما ز خون خصم باشدکه شیران را ز صیادیست لذات
۴
چه پرخونست پوز و پنجه شیرز خون ما گرفتست این علامات
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth