شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۴۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیستور تو پنداری مرا بی‌تو قراری هست نیست
۲
ور تو گویی چرخ می‌گردد به کار نیک و بدچرخ را جز خدمت خاک تو کاری هست نیست
۳
سال‌ها شد تا که بیرون درت چون حلقه‌ایمبر در تو حلقه بودن هیچ عاری هست نیست
۴
بر در اندیشه ترسان گشته‌ایم از هر خیالخواجه را این جا خیالی هست آری هست نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth