خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۴۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هله ای آنک بخوردی سحری باده که نوشتهله پیش آ که بگویم سخن راز به گوشت
۲
می روح آمد نادر رو از آن هم بچش آخرکه به یک جرعه بپرد همه طراری و هوشت
۳
چو از این هوش برستی به مساقات و به مستیدهدت صد هش دیگر کرم باده فروشت
۴
چو در اسرار درآیی کندت روح سقاییبه فلک غلغله افتد ز هیاهوی و خروشت
صفحهٔ ۱ از ۳