خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۴۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند گویی که: «چه چارهست و مرا درمان چیست؟»چارهجوینده که کردهست تو را خود، آن چیست؟
۲
چَنْد باشَد غَمِ آنَت که زِ غَم، جان بِبَرَم؟خود نَباشَد هَوَسِ آنْک بِدانی جان چیست؟
۳
بویِ نانی که رِسیدهست، بَر آن بوی، بُرو!تا هَمان بوی دَهَد شَرْح، تو را کاین نان چیست
۴
گر تو، عاشِق شدهای، عِشْقِ تو، بُرْهانِ تو، بَسوَر تو عاشِق نَشُدی پَس طَلَبِ بُرْهان چیست؟
صفحهٔ ۱ از ۳