خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۴۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش آمد بَرِ من آنکه شب افروز منستآمدن باری اگر در دو جهان آمدنست
۲
آنکه سرسبزی خاکست و گهربخش فلکچاشنی بخش وطنهاست اگر بیوطنست
۳
در کف عقل نهد شمع که بِستان و بیاتا دَرِ من که شفاخانه هر ممتَحن است
۴
شمع را تو گرو این لگن تن چه کنیاین لگن گر نبود شمع تو را صد لگنست
صفحهٔ ۱ از ۴