شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۴۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شده‌ستهله چون می‌نزند ره ره او را کِه زده‌ست
۲
او ز هر نیک و بد خلق چرا می‌لنگدبد و نیک همه را نعره مطرب مددست
۳
دف دریده‌ست طرب را به خدا بی‌دف اومجلس یارکده بی‌دم او بارکده‌ست
۴
شهر، غلبیرگهی دان که شود زیر و زبردست غلبیرزنش سخره صاحب بلدست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth