شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۴۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاستو آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاست
۲
و آنک سوگند خورم جز به سر او نخورمو آنک سوگندِ من و توبه‌ام اشکست کجاست
۳
و آنک جان‌ها به سحر نعره‌زنانند از اوو آنک ما را غمش از جای ببرده‌ست کجاست
۴
جانِ جان‌ست وگر جای ندارد چه عجباین‌که جا می‌طلبد در تنِ ما هست کجاست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth