خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۴۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشستهمه رفتند و نشستند و دمی جان ننشست
۲
هر کی استاد به کاری بنشست آخر کارکار آن دارد آن کز طلب آن ننشست
۳
هر کی او نعره تسبیح جماد تو شنیدتا نبردش به سراپرده سبحان ننشست
۴
تا سلیمان به جهان مهر هوایت ننمودبر سر اوج هوا تخت سلیمان ننشست
صفحهٔ ۱ از ۲