شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۴۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مطرب و نوحه‌گرِ عاشق و شوریده خوش استنبوَد بسته بوَد رسته و روییده خوش است
۲
تَف و بویِ جگرِ سوخته و جوشش خونگردِ زیر و بمِ مطرب بچه پیچیده خوش است
۳
ز ابرِ پُر آبِ دو چشمش ز تصاریفِ فراقبر شکوفه رخِ پژمرده بباریده خوش است
۴
بنگر جان و جهان ور نتوانی دیدناین جهان در هوسش درهم و شوریده خوش است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth